Sunday, November 7, 2010

تاریخ الفبای ترکی آذری و خطوط رایج فعلی


منشاء زبان ترکی آذری:
زبان ترکی آذری حاصل آمیخته شدن عناصر زبانی دو ایل بزرگ ترکزبان اوغوز  و قبچاق  در طول سالیان دور می باشد. البته ترکان منطقه آناتولی (ترکیه امروزی) هم از نسل همین دو قوم هستند و بالطبع زبان ترکی استانبولی هم از همین دو عنصر اصلی اوغوزی و قبچاقی تشکیل شده است؛ اما در آذربایجان جمعیت اوغوزها بیشتر بوده و زبان نهایی بیشتر از عناصر اوغوزی تاثیر پذیرفته ، در حالیکه در منطقه آناتولی، قبچاق ها  تاثیر قابل توجه تری بر زبان ترکی آن دیار گذاشته اند.
علاوه بر آن میزان تاثیر زبانهای بیگانه بر این دو زبان نیز متفاوت می باشد. ترکی آذری بیشتر تحت تاثیر زبانهای عربی، فارسی و روسی بوده (+) در حالیکه ترکی استانبولی بعد از عربی بیشتر از زبانهای لاتینی تاثیر پذیرفته است.(لینک:منشاء لغات ترکی استانبولی)
تاریخ الفبای ترکی آذری:
در زمانهای باستان ترکان از خطوط گوناگونی برای نگاشتن زبان خود استفاده می کردند، در عین حال برخی قبایل نیز خط خاصی برای نوشتن نداشته اند. پس از اسلام ترکان نیز مانند سایر اقوام مسلمان خط عربی را با تغییراتی در آن پذیرفتند. که این خط تا سال 1929 در جمهوری آذربایجان و تا 1926 در عثمانی و ترکیه رایج بوده و اکنون در منطقه آذربایجان ایران استفاده میشود.خط عربی در دهه 1920در ترکیه و آذربایجان با خط لاتینی-که برای نوشتن ترکی سازگارتر مینمود- جایگزین شد.در سال 1939 حکومت سوسیالیستی شوروی استفاده از خط کریل را برای تمام اقوام اجباری کرد و در نتیجه کریل اصلاح شده آذری تا سال 1991 (استقلال آذربایجان) درمکاتبات رسمی آن جمهوری به کار میرفت. پس از آن دوباره خط لاتین آذری (که این بار بیشتر شبیه لاتین استانبولی طراحی شده بود) در این جمهوری رسمیت یافت.
الفبای فعلی ترکی آذری:
1-خط عربی
که هم اکنون در آذربایجان ایران رواج دارد از لحاظ تلفظ و نوشتار تقریبا مانند فارسی است اما در مورد حروف صدادار کاملا با فارسی متفاوت است. یعنی در ترکی آذری ما 4 نوع تلفظ" او" داریم در حالی که در فارسی فقط دو نوع تلفظ "او" کشیده و "او" کوتاه وجود دارد.مچنین در فارسی معادلی برای تلفظ"ای" (مثل ایلدیریم=رعد و برق) نداریم . تلفظ مشابه ان را می توان در تلفظ a در کلمه انگلیسی about دید.در مورد بقیه حروف تقریبا تلفظ عربی و ترکی این حروف یکسان است.
2- خط لاتینی
خط لاتینی هم اکنون در جمهوری آذربایجان و سایر نقاط آذری نشین خارج از این جمهوری رایج است.البته در نواحی ترک نشین جمهوری روسیه (تاتارستان، باشقیرستان و سایر مناطق) هنوز هم خط کریل قدیمی رواج خود را حفظ نموده است، جمعیت آذری های روسیه بیشتر در شهر های بزرگ روسیه (مسکو، سن پترز بورگ و ...) و نیز در مناطق مجاور جمهوری آذربایجان در قفقاز متمرکزند.خط لاتین فعلی آذربایجان بجز 3 حرف و یک علامت اضافه هیچ تفاوتی با خط ترکی استانبولی ندارد(حروف Xx - Qq - Əə و علامت ' (برای تلفظ حرف ع )در استانبولی وجود ندارد).خط فعلی لاتین (که در برخی نشریات ترکزبان و  محافل ادبی آذربایجان ایران هم به کار میرود) از 32 حرف و یک حرکه تشکیل شده که دارای 9 حرف صدادار است که این تعداد حرف صدا دار در سایر خطوط کم نظیر است.
3- خط کریل (سیریلیک)
این خط در زمان سلطه روسها بر جمهوری آذربایجان ابداع شده و به الفبای رسمی ین جمهوری تبدیل گردید، بعد از استقلال آذربایجان به تدریج با رسم الخط لاتینی جایگزین شد تا اینکه در حوالی سال 2000 طی فرمانی از طرف رییس جمهور وقت رسما منسوخ و ممنوع شد.
مقایسه این سه رسم الخط :
Perso-Arabic Latin Cyrillic Latin IPA
—1929 1929–1939 1958–1991 1992—
A a А а A a [ɑ:]
B в Б б B b [b]
C c Ҹ ҹ C c [ʤ]
چ Ç ç Ч ч Ç ç [ʧ]
D d Д д D d [d]
E e Е е E e [ɛ]
ع Ə ə Ə ə Ə ə [æ]
F f Ф ф F f [f]
گ G g Ҝ ҝ G g [gʲ]
Ƣ ƣ Ғ ғ Ğ ğ [ɣ]
ﺡ,ﻩ H h Һ һ H h [h]
X x Х х X x [x]
ی Ь ь Ы ы I ı [ɯ]
ی I i И и İ i [ɪ]
ژ Ƶ ƶ Ж ж J j [ʒ]
ک K k К к K k [k]
Q q Г г Q q [g]
L l Л л L l [l]
M m М м M m [m]
N n Н н N n [n]
O o О о O o [ɔ]
Ɵ ɵ Ө ө Ö ö [œ]
پ P p П п P p [p]
R r Р р R r [r]
ﺙ,ﺱ,ﺹ S s С с S s [s]
Ş ş Ш ш Ş ş [ʃ]
ﺕ,ﻁ T t Т т T t [t]
U u У у U u [u]
Y y Ү ү Ü ü [y]
V v В в V v [v]
ی J j Ј ј Y y [j]
ﺫ,ﺯ,ﺽ,ﻅ Z z З з Z z [z]  

Tuesday, November 6, 2007

محمدامين رسول زاده

محمد امين رسولزاده. (زايش31 ژانویة 1884 نوخالی باکو. مرگ 6 مارس 1955 استانبول). در سال 1902 «سازمان جوانان مسلمان» را بنیان گذاشت که از جمله اهداف آن، چاپ و پخش بیانیه و تبلیغ در بین کارگران کارخانهها بود و در این راستا نشریهای بنام «همت» انتشار داد که بعدها «تکامل» شد. او در سال 1905 در جريان مبارزات انقلابی خود با استالين آشنا شد. آنموقع هر دو 20 ساله بودند و رسولزاده به عنوان روزنامه‌نگار كار مي‌كرد. او مقاله‌هايي را براي انواع روزنامه‌هاي مخالف مي‌نوشت و با گروه مساوات آذربايجان همكاري داشت. استالين نيز در باكو بود و كارگران شركت نفت را عليه سرمايه‌داري و تزار سازمان‌دهي مي‌كرد. زماني كه مقامات رسمي روسيه تلاش كردند استالين را دستگير و زنداني نمايند، رسولزاده او را در آپارتمان شخصي‌اش پنهان كرده و جانش را نجات داده بود. در 1906 در روزنامة «قلم» مقاله مینوشت و آنگاه به سردبیری موقت آن رسید. در این سال سردبیری «تکامل» را عهدهدار گردید. در 1907 که عرصه برمخالفان در روسیه تنگ شد، به ایران آمد و در حمایت از مشروطه به فعالیت پرداخت. او همراه کسانی چون سیدحسن تقیزاده و سلیمانمیرزا اسکندری و سیدمحمدرضا مساوات، حزب دموکرات را بنیان نهاده و روزنامة «ایران نو» را انتشار دادند. رسولزاده سرمقالة این روزنامه را مینوشت. او در 1328 ه.ق و در دومین سال انتشار آن سردبیر شد. در 1911 به ترکیه رفت و به «تورک اوجاغی» پیوست. پس از آغاز جنگ جهانی اول، به باکو بازگشت و فعالیت خود را از سرگرفت. در 1917 که رژیم تزاری سرنگون شد، او زمینه را برای استقلال آذربایجان فراهم یافت. در 28 مه 1918 تشکیل جمهوری آذربایجان به عنوان اولین جمهوری مسلمان جهان اعلام شد و رسول‏‏زاده با اکثریت آراء به عنوان رهبر شورای ملی آذربایجان برگزیده شد. در28 آوریل 1920 که نيروهای ارتش سرخ به رهبری سرگئی کيروف، باکو را تصرف و جمهوری آذربايجان را ساقط کردند، رسولزاده در روستايی مخفی شد ولی به زودی دستگير و زندانی شد. استالين به باکو آمده و او را از زندان نجات داد. رسولزاده با پيشنهاد و همراه استالين به مسکو رفت. در مسکو استالين پستهای مختلفی را به او پيشنهاد کرد ولی او هيچکدام از آنها را نپذيرفت چون از سقوط جمهوری آذربايجان به دست بلشويکها آزرده خاطر بود. او حتی سمت مترجم رسمی دولت شوروی را نپذيرفت. رسولزاده در دانشگاه مسکو، تاريخ و ادبيات شرق را تدريس میکرد. چون شيوة استالين نابود کردن دوستان قديمی بود، رسولزاده به ياری برخی از اعضای حزب مساوات، به فنلاند گريخت و از آنجا در سال 1922 به ترکيه رفت. استالين از آتاتورک خواست تا طبق قرارداد استرداد مجرمين سياسی، رسولزاده را به شوروی تحويل دهد. آتاتورک از رسولزاده خواست تا آرام شدن اوضاع، ترکيه را ترک کند. رسولزاده به لهستان رفت و در آنجا با ژوزف پيلسودسکی رهبر لهستان ديدار کرد. چندی بعد با دختر برادر يا خواهر پيلسودسکی ازدواج کرد. با حملة آلمان به لهستان در 1939، رسولزاده به ترکيه بازگشت. در اين زمان هيتلر برای عملی کردن نقشههای بلندمدتش، نياز به کسانی داشت که در منطقة قفقاز نمايندة او باشند. هيتلر وصف فرهيختگی و دانش رسولزاده را شنيده و تشخيص داده بود که او تنها فرد مناسب است. رسولزاده در آلمان با هيتلر ديدار کرد. آرزوی او احيای استقلال آذربايجان به ياری آلمان بود. زمانی که هيتلر آمادة سازماندهی ارتش خود بود، از رسولزاده خواست تا برای آنان سخنرانی کند. در سخنرانی او تنها عشق به آذربايجان ديده میشد. از اين رو به او 24 ساعت مهلت داده شد که آلمان را ترک کند. رسولزاده نيز به ترکيه بازگشت و براثر بیماری قند درگذشت. او در ميان شخصيتهای آذربايجانی از وجهة بسيار بالايی برخوردار بوده و است. دکتر فريدون آدميت در کتاب «ايدئولوژی نهضت مشروطيت ايران» دربارة او چنين نوشته است: «او انديشهگری است پرمايه، با ذهنی فرهيخته و فکری منظم و منطقی. از مردان استوار و بافضيلت بود.» برای آگاهی بیشتر ن.ک:

- آبادیان، حسین. رسول‏زاده، فرقة دموکرات و تحولات معاصر ایران. مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. تهران. 1376

- علمی، حسین. محمدامین رسول زاده بنیانگذار جمهوری آذربایجان. مجلة وارلیق. زمستان 1372

Thursday, November 1, 2007

عبدالرحيم طالبوف



عبدالرحيم طالبوف
1250 – 1329 ق./1213 – 1290 ش.


عبدالرحيم طالبوف، در کوی سرخاب تبريز به دنيا آمد. پدرش ابوطالب، درودگر تهيدستی بود. عبدالرحيم در 16 سالگی تبريز را ترک کرد و به تفليس که کانون انقلاب و انديشه های نو بود، رفت. در آنجا زبان و ادبيات روسی و برخی از رشته های دانش جديد را فرا گرفت. چندی بعد به تمرخان شوره، مرکز داغستان رفت و تا پايان عمر در آنجا به سر برد. او با پيمانکاري، دارايی هنگفتی گردآورد و با آسودگی خاطر به خواندن و نگارش کتاب پرداخت .
عبدالرحيم طالبوف، نوگرا، آزاديخواه و دانش پژوه بود. هدف اساسی او در نوشته هايش، بيداری ايرانيان و آشنا ساختن آنان با دنيای نو بود. برای طالبوف، دانش ارزش و ارجی ويژه داشت. او تکامل و نيکبختی انسان را در دستيابی به دانش و فن آوری نو می دانست، به همين سبب به فکر باز کردن مدرسه افتاد و در سال 1319 ق./1280 ش. با ياری ملک المتکلمين که از راه بادکوبه به اروپا می رفت، در بادکوبه مدرسه ای برای ايرانيان باز کرد. بنيان انديشه های طالبوف بر خرد استوار است . او با تاريخ، ادبيات و فلسفه ايران و فرهنگ اسلامی و نيز باورهای انديشمندان يونان و روم آشنا بود و از نظريه های سياسی و اجتماعی غرب آگاهی داشت. جای پای انديشه های دوران روشنگری اروپا در آثار او به روشنی ديده می شود . در ميان نويسندگان و دانشوران ايرانی نيز از آخوندزاده و ميرزا ملکم خان تأثير پذيرفته است.
به گمان طالبوف، تنها گسترش آموزش و پرورش و ترويج شکيبايی و مدارای دينی می تواند صلح و آشتی را جايگزين دشمنی های ديرينه ملت ها کند و جامعه را به سوی انسانيت رهنمون شود. عبدالحيم طالبوف، راز پيشرفت غرب را در برخورداری از دانش ، آزادی و حاکميت قانون می داند، قانونی که حکومت می گذارد و دولت به کار می بندد. او به آرمان ملی و سنت های ايرانی پايبند و از فرنگی مآبی جديد رويگردان بود و باور داشت که چاره جز اين نيست که اصول مدنيت جديد اروپا را بپذيريم. اما بايد اراده ملی را بياموزيم.....بلکه در همه جا و هميشه ايرانی بمانيم. او پس از پيروزی انقلاب مشروطيت، به پاس خدماتش از سوی مردم تبريز به نمايندگی مجلس شورای ملی برگزيده شد، اما نمايندگی مجلس را نپذيرفت و به ايران باز نگشت.
طالبوف به دگرگونی خط و زبان فارسی باور داشت. او پيشنهاد کرد که نقطه از حروف فارسی برداشته شود، نشانه های آوايی به واژه ها افزوده شوند و زاويه ها به قائمه تبديل گردند. طالبوف از پيشوان ساده کردن دانش و فن آوری جديد است و مفاهيم علمی را به روشنی و سادگی بيان می کند. امروزه او را از پيشگامان ساده نويسی در نثر فارسی می شناسند. تمامی آثار طالبوف، پس از 60 سالگی او به چاپ رسيده اند. مهمترين اثرش به نام سفينه طالبی يا کتاب احمد، در دوجلد در سال 1311 ق./1271 ش. در استانبول چاپ شد. در پيشگفتار کتاب احمد می نويسد پيشرفت دانش و فنون جديد نتيجه آن است که دانشمندان برای شاگردان خود ميدان مناقشه را باز کرده و فراخنای سوال و جواب را وسعت داده بودند و شاگردانی که عقايد استاد را از روی براهين و دلايل رد می کردند بيشتر مورد آفرين واقع می شوند چه به خوبی دانسته شده که نخستين سبب ترقی معارف و حکميات و آزادی انکار ، افتتاح باب سوالات است.
طالبوف در نوشته های خود؛ بيشتر از زبان ديگری سخن می گويد و گاهی نيز از خود با نام ميرزا عبدالرحيم مرحوم، ياد می کند. او شعرهايی نيز سروده و آن ها را نخستين اشعار پوليتيکی ايران خوانده است. از مهمترين آثار او، افزون بر کتاب سفينه طالبی يا کتاب احمد، می توان از کتاب های زير نام برد.
نخبه سپهری يا تاريخ نبوي، مسالک المحسنين، سياست طالبی، ايضاحات در خصوص آزادي، مسائل الحيات، ترجمه پندنامه مارکوس، ترجمه هيئت فلاماريون.

_ فريدون آدميت، انديشه های طالبوف، سخن، دوره 16، ش 5 (خرداد 1345) 455.
_ ايرج افشار، "طالبوف" يغما، س 4، ش 5 (مرداد 1330) 455 – 456 .
_ يحيی آرين پور، از صبا تا نيما (تاريخ 150 سال ادب فارسي) تهران، زوار، 1372، ج 1 ، ص 287
_ عبدالرحيم بن ابوطالب طالبوف، مسالک المحسنين، با مقدمه و حواشی باقر مومنی (تهران، شبگير، 1356) ص 42.

Saturday, September 15, 2007

تورکی و فارسی

ویژگی های زبان تورکی و مقایسه کوتاه بین تورکی و فارسی

خلاصه شده از رساله مقایسة اللغتین

تالیف دکتر جواد هیئت

متأسفانه در دوران پهلوی،به پیروی از افکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی بیش از نیم قرن در این باب سیاست جبر و تحمیل اعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکی جلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی هم بصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی در آمد!در نتیجه این سو ء تدبیر و انحصار طلبی و سیاست زور گویی،زبانهای غیر فارسی مردم ایران،بویژه تورکی رسما” ممنوع شد.البته اینگونه رویه و اعمال غیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی که زبانشان ممنوع اعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیخت و خواه و نا خواه از شیرینی لهجه فارسی هم در مذاق آنها کاسته شد!؟

بعد از سقوط رژیم پهلوی و رفع ممنوعیت دولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپ و منتشر شد و دیوانهای شعرای تورکی گو قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبان تورکی مجددا” ولو بطور نسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت.

در حال حاضر 25 لهجه یا زبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و در حدود20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است.

ادبیات شفاهی تورک ها بسیار غنی است و در هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی را نیز در بردارد.ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خود میباشد.

کتاب ده ده قورقود که داستانهای اقوام اوغوز را بازگو میکند،یکی از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی است و بطوریکه اغلب دانشمندان معتقدند،همچنانکه از متن کتاب هم بر می آید مهمترین وقایع تاریخی این داستانها در آذربایجان و در قسمت شرقی آناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی و قبیله ای مردم این سرزمین سخن رفته است.

طبق آمارهای اخیر در دنیا شش هزار زبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن می گویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشد بنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند.

اینترنت،حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهای ملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند. پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطی نوین نیز به نابودی زبانها کمک می کند.زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نوین “دیگر وجود ندارد”،این زبان مورد استفاده قرار نمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.

در حال حاضر هر سال ده زبان از بین می رود،افق آینده نیز تیره تر به نظر میرسد.برخی چنین پیش بینی کرده اند که 50 تا 90 درصد زبانهای فعلی در این قرن از بین می روند و بدین سبب حفظ آنها امری ضروری به شمار میرود.

مسئله زبان در قرن21 ام دو سئوال را مطرح میسازد.از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابر پیشتازی زبان انگلیسی مقابله کنند؟از سوی دیگر،زبانهای فرعی یا محلی چگونه می توانند از خطر نابودی نجات یابند و در جهت توسعه پیش بروند؟

برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادر کرده اند . از جمله:

در18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان بین الملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی یا ملی،مذهبی و زبانی را به تصویب رساند.این بیانیه کشورها را موظف کرد تا از موجودیت و هویت اقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند.از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق به اقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان / حق استفاده از زبانشان / اجازه شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و زندگی عمومی و نیز در تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./ اجازه تاسیس و اداره موسسات مربوط به خودشان،حق ایجاد ارتباط صلح جویانه و خالی از تبعیض با اعضای گروه خودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که با آنها پیوندهای مشترک قومی ، مذهبی و زبانی دارند.این نخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاص وابسته به اقلیتهاست و از همین رو بر نحوه اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیر خواهد گذاشت.

شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظر بررسی میشود:

1-منشأ زبانها

2-ساختمان و شکل خارجی زبانها(موروفولوژی)

زبان تورکی از نظر منشأ جزو زبانهای اورال-آلتای و یا به بیان صحیحتر،از گروه زبان های آلتائی است.

زبانهای اورال-آلتای به مجموعه زبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بین کوه های اورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلف به نقاط مختلف مهاجرت نموده اند.

این گروه زبانها شامل زبانهای فنلاند،مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهای آلتائیک)میباشد.

از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها به سه دسته تقسیم میشوند:

1-زبانهای تک هجائی ویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانها کلمات صرف نمی شوند و پسوند و پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر به نحو و ترکیب و ترتیب کلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکان یا استرس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جمله بسیار مهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تک هجایی هستند.

2-زبانهای تحلیلی یا صرفی : در این زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرف تغییر می نماید مانند:گفتن - می گویم. زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروه می باشند.

3-زبانهای التصاقی یا پسوندی : در این زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای مخصوص به ریشه کلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی می گردد.در این زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد.پسوندها تابه آهنگ ریشه بوده و به آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروه زبانهای اورال-آلتائی جزو این دسته می باشند.

در زبانهای هند و اروپائی از جمله فارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که در تورکی پیشوند وجود ندارد. مثلا در برابر کلمه ی انترناسیونال (فرانسه)و بین الملل(عربی)،در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسی گفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود،چون در تورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا می کنند.

در زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی(مبتدا و خبر)در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یه شکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند ساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعل هم در آخر قرار می گیرد. مثال در فارسی = من به شیراز رفتم تا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.

حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل صب اوخویاندان سونرا فرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازا گئتدیم.

جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جمله تورکی را به ترتیب زیر می شمارد:

1-فاعل2-قید زمان 3- قید مکان 4-مفعول غیر صریح5-مفعول صریح6-قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییر دهد7-فعل.

هر چیز معین بر غیر معین مقدم است،یعنی اگر مفعول صریح معین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتب تورکی چنین است:

نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردی یعنی نقاش روز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشان داد.

بعلاوه هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد.

در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جمله معکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کار میرود.

هماهنگی اصوات:یکی از بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگی اصوات است.اصوات یا آواها در زبان به عنوان عناصر بسیط تشکیل دهنده کلمات دارای نقش اساسی هستند در زبان تورکی بین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجود است.

هماهنگی اصوات سبب میشود که کلمات تورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجاد نماید.

حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند که از آنها 9صائت و بقیه صامت هستند.

در تورکی بر خلاف فارسی و عربی صدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی به اجبار از کلمات فارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها را کشیده تلفظ می کنند.وزن عروضی بر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسب نبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را از دست داده است.شعر تورکی قبل از پذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده و “قوشوق” یا “قوشقی” نامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب و فارسی زبانان نزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعر تورکی قرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی ، قوشما و…)را با وزن هجائی سروده اند.

در بررسی مقایسه ای زبانها از چهار نقطه نظر تحقیق میشود:

1-از نظر جمله بندی یا نحو

2-از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی و پسوندها

3-از نظر آوائی یا فونتیک(صداها)

اینک درباره لغات و مخصوصا” افعال تورکی در مقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود.

در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سال قبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثال یکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیست مطرح نموده است ،همچنین تعداد زیادی از افعال تورکی را که فارسی ندارد برشمرده است.

نوائی می گوید معادل این کلمات که صد تای آن بعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد،بنابراین اگر بخواهیم معانی این کلمات را به فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمک جمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربی متوسل شویم.

لغاتی را که نوائی در کتاب خود بعنوان مثال بکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورک زبانان ایران نا آشناست از اینجهت در این رساله به جای آنها لغات مشابه تورکی آذربایجانی بکار برده شده است.

در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درج شده که در فارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمنا” بعنوان نمونه در حدود 350 کلمه تورکی نقل شده که عینا” در فارسی بکار میرود مانند:آقا،خانم،سراغ،اوغور،قاب،قاشق،قابلمه،دولمه،بیرق،سنجاق و امثال آنها.

در مقایسه دیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکی ترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشان در فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکی نبوده و در بیش از 30%لغات با هم متفاوتند.از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکر شده،در صورتیکه در تورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنی بخصوصی دارند.ضمنا” باید خلطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقل تورکی وجود دارد که 20 لهجه آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدام دارای لغات مترادف بیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با این ترتیب معلوم میشود که هزاران کلمه در تورکی موجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.

در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود است که در فارسی نیست.مثلا”برای انواع دردها کلمات:

آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک، بکار می رود که هر کدام درد بخصوص را بیان می کنند.

آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).

سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،

آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.

سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود.

یانغی معادل سوزش میباشد.

زوققو درد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.

گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.

اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.

گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد.

در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.

در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا”:

آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن.

بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.

دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.

آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.

هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن و هؤککولده مک گریه با هق هق میباشد.

بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.

ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است .

کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.

در تورکی جغتائی اینگره مک و سینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن و اؤکورمک به معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنین ییغلاماق به معنی گریه کردن و اینجگیرمک به معنی با صدای نازک گریه کردن است.

در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند.بیقماق،بئزیکمک،بئزمک و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا”:چییریمک بیشتر بمعنی زده شدن میباشد.

ترپشمک به معنی تکان خوردن

و ترپتمک به معنی تکان دادن است

ولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)،

قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن

و قاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.

ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندن

و سیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.

در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد.

ایمرنمک،قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن و نیسگیل به معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.

برای دعوا کردن کلمات متعددی بکار می رود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان می کنند مانند:

دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن

ووُروشماق:همدیگر را زدن

ساواشماق:با یکدیگر دعوا و جنگ کردن و گلاویز شدن

دیدیشمک:دعوا همراه چنگ زدن همدیگر

چارپیشماق:دعوا و برخورد به یکدیگر،تصادم

دالاشماق:با هم دعوای لفظی کردن

دارتیشماق:با هم مشاجره کردن

چاخناشماق:با هم سر شاخ شدن

تؤتوشماق:دعوا با گرقتن همدیگر

بؤغوشماق:دعوا همراه یقه ی همدیگر را گرفتن و خفه کردن

تیپشمک و تیپکلشمک:دعوا همراه لگد انداختن به هم

خیرتدکلشمک یا فیرتیلاقلاشماق:دعوا همراه گلوی همدیگر را گرفتن

سؤیوشمک:همدیگر را دشنام دادن

دیرشمک:دعوا کردن،رو در روی هم ایستادن

بؤغازلاشماق:گلوی همدیگر را گرفتن،رو در روی هم قرار گرفتن،دعوا کردن

چیرپیشماق:زدوخورد

دُروشماق:مناقشه،مجادله،رو در رو شدن

سؤپورلشمک:گلاویز شدن،در هم آویختن

همچنین برای اینکه بگوئید فلانی از در وارد شد ، بسته به شخصیت فلانی و نحوه ی ورود و مناسب گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:

قاپی دان گلدی(از در آمد،بطور متعارف)

قاپی دان ایچری بویوردولار(از در تشریف فرما شدند)

قاپیدان گیردی(از در وارد شد،بطور خودمانی)

قاپی دان گئچدی(از در گذشت)

قاپی دان سؤخولدو(از در خودش را چپاند)

قاپی دان تپیلدی(از در خودش را به زور تو کرد)

قاپی دان دوروتولدو(از در یواشکی تو آمد)

قاپی دان سؤروشدو(از در سر خود آمد تو،بمعنی مجازی)

در تورکی به مرغابی «اؤردک» گفته میشود ولی برای انواع آنها اسامی مختلف بکار میرود.مثلا” به اردک ماده«بورچین» و به اردک نر«سونا» و همچنین «یاشیل باش» گفته میشود

در تورکی برای اسب و اغلب حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد.مثلا”«قولون»برای اسب نوزاد،«دای» به اسب دوساله و «یولان»به اسب پنج ساله گفته میشود

برای صداهای حیوانات مختلف و عناصر طبیعت لغات ویژه ای بکار میروند مانند:

سو شیریلتیسی:صدای شرشر آب

یارپاق خیشیلتیسی:صدای خش خش برگ

اوت پیچیلدیسی:صدای افتادت باد در سبزه

گؤی گورولتوسو:صدای غرش آسمان

قافلان نریلتیسی:صدای غرش پلنگ

قوش جیویلتیسی:صدای جیک جیک مرغ

اینکلرین بؤیورمه سی:صدای گاوها

شلاله نین چاغلاماسی:صدای ریزش آبشار

همچنین در برابر کلمه«کندن»فارسی شش کلمه تورکی موجود است که هر کدام در محل و مورد خاصی بکار می رود:

قازماق: بمعنی کندن زمین و امثال آن

یولماق:بمعنی کندن مو و کندن از ریشه

سویماق:بمعنی کندن پوست و رازهزنی

اویماق:بمعنی کندن چوب و امثال آن برای منبت کاری و در آوردن چشم بکار میرود.

قوپارماق: برای کندن جزئی از چیزی

قیرتماق:برای کندن و برداشتن جزئی از چیزی و نشگون گرفتن است.

بطوریکه مشاهده میشود در فارسی به جای کلمات مستقل تقلید صداها بطور مکرر بکار میرود.

در تورکی لغات مشابه(اومونیم)یا لغاتی همانند با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات برای جناس و ایهام بکار میرود مانند:آت بمعنی اسب و آت بمعنی بیانداز.

زبان تورکی از نظر لغات برای مفاهیم مجرد بسیار غنی است.افعال تورکی بطوری که خواهیم دید از نظر نوع،وجه و زمان بسیار متنوع میباشد.در نتیجه زبان تورکی برای بیان اندیشه بطور دقیق بسیار مناسب و رساست.

نا گفته نماند با آنکه لغت باعث غنای زبان است ولی غنای زبان بیشتر تابع تحرک و قابلیت لغت سازی،افاده و بیان مفاهیم جدید وغنای مفاهیم مجرد همچنین تنوع بیان قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی(نوآنس)کلام است.

با در نظر گرفتن مراتب فوق، نوائی و بسیاری از شرقشناسان معتقدند که نثر زبان تورکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی،فلسفی،اجتماعی و … رساتر و مناسبتر از زبانهای دیگر است.

مفاهیم و اندیشه هایی را که می توان در تورکی با یک جمله بیان نمود،جملات و شرح مفصلی را در آن زبان ایجاب می نماید.

در زبان یا همان لهجه فارسی واژه های بسیط سخت گرفتار کمبود است زیرا بیشتر آنها به مرور زمانها رها گشته و از یاد رفته است واژگان زبان فارسی برای مفاهیم علمی مجهز نیست، و مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس می کنند و از این، عذاب می برند.گاه میشود که انسان یک ساعت ،یک روز و حتی یک هفته تمام درباره بهمان تعبیر زبان خارجی می اندیشد،مغز و اعصاب خود را می فرساید و از هم می گسلد و سر انجام نیز راه به جائی نمی بردو خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه های فارسی ناخشنودی می نمایند.

افعال:افعال کار ،حرکت و حالت را بیان می کند و عنصر اصلی جمله محسوب میشوند،بطوریکه بدون فعل ،جمله نا تمام و معنی آن نا مفهوم خواهد بود.

زبانهای اورال-آلتائی عموما” و زبان و زبانهای تورکی خصوصا” از نظر افعال غنی هستند بعلاوه دارای انواع،وجوه و زمانهای متعدد و متنوع اند بطوریکه ممکن است مفاهیم و مطالبی را با یک فعل بیان نمود در حالیکه برای بیان همان مفهوم و مطلب در زبانهای دیگر نیاز به جملات مشروح و مفصل می باشد مثلا”:اوسانمیشام یعنی من از او به تنگ آمده و بیزار شده ام،خوسانلاشدیق یعنی ما با هم بطور خصوصی درد و دل کردیم،قوجاقلاشدیلار یعنی همدیگر را در آغوش گرفتند و آغلاشدیلار یعنی با همدیگر گریه کردند،گئچیندیریر یعنی اعاشه را تامین می کند و …

افعال تورکی همه با قاعده اند جز فعل ناقص فراموش شده ی ایمک به معنی بودن که بجای فعل معین بکار میرود.

در خاتمه این مقاله به جا خواهد بود اگر نگاهی مقایسه آمیز هر چند گذرا به چند و چون اصطلاحات و تعبیرات فعلی در زبانهای فارسی و تورکی بیاندازیم.اصطلاحات و تعبیرات فعلی که از آن در اصطلاح لغت شناسی به ترکیبات ثابت فعلی زیان نیز نام برده میشود.یکی از جالبترین و پرمایه ترین شقوق لغوی و ترکیبی زبان در ارائه معانی مجازی و تشبیهی است.

زبان فارسی که در عین حال یکی از زبانهای ترکیبی است و کلمات آن انعطاف زیادی برای تشکیل اصطلاحات و تعبیرات فعلی دارد و از وسعت و شمول زبان تورکی در ایجاد و کاربرد این نوع ترکیبات برخوردار نیست. در زبان تورکی تنها در رابطه با اعضای بدن انسانی از نوع :

باش(سر)،گؤز(چشم)،آغیز(دهان)،آیاق(پا) و امثال آن صدها اصطلاح و تعبیر وجود دارد اینک برای اینکه در این باب نموداری به دست داده باشیم به نقل تعدادی از اصطلاحات وتعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی که از یادداشتهای آقای م.ع.فرزانه اقتباس شده در رابطه با کلمه دیل(زبان)بسنده می کنیم:

1-دیل - آغیز ائله مک(دلداری دادن،با لحن ملایم خواستار پوزش شدن،رفع رنجش و کدورت کردن.)

2-دیل آچماق:زبان باز کردن(طفل)،درد خود را باز گفتن،التماس کردن و خواهش کردن

3-دیل بوغازا سالماق:وراجی کردن،پشت سر هم و بدون وقفه حرف زدن.

4-دیل اؤیرتمک:چیزهای ندانسته را یاد دادن،حرف یاد(یکی)دادن،راه و چاه نشان دادن.

5-دیل تاپماق:تفاهم پیدا کردن،جلب رضایت و اعتماد کردن،زبان مشترک یافتن

6-دیل تؤکمک:خواهش و تمنا کردن،اصرار ورزیدن

7-دیل چیخارماق:استهزا کردن،ادای یکی را در آوردن

8-دیل وئرمک:راضی شدن،قبول دادن*دیل وئرمه مک:امکان حرف زدن به دیگری را ندادن

9-دیلده توک بیتمک: از تکرار و بازگویی یک مطلب خسته شدن

10-دیلدن دوشمک:خسته شدن،از پا درآمدن

11-دیلدن سالماق: خسته و درمانده کردن،از پا انداختن

12-دیلدن دوشمه مک:ورد زبان بودن،از یاد نرفتن،فراموش نشدن

13-دیله گتیرمک:یکی را به حرف وا داشتن،کاری را که در حق کسی انجام شده را به زبان راندن

14-دیله توتماق:با حرفهای شیرین یکی را رام کردن،بچه در حال گریه را با زبان ساکت کردن

15-دیله گتیرمه مک:یارای گفتن حرفی را نداشتن،حرفی را که گفتن آن ممکن است نگفتن

16-دیلی آغزینا سیغماماق:خود ستائی کردن،حرفهای گنده گنده گفتن

17-دیلی باتماق:نطقش خاموش شدن

18-دیله گلمک: زبان و شکوه و شکایت گشودن،به ناله و فغان آمدن

19-دیلی قیسا اولماق:به خاطر داشتن قصور،جرأت حرف زدن نداشتن

20-دیلی دولاشماق:حرفها را اشتباه گفتن،در نتیجه اشتباه و یا دستپاچگی حرفها را قاطی کردن

21-دیلی دؤنمه مک:قادر به تلقظ و ادای صحیح حرف نبودن

22-دیلی توتولماق:توان و یارایی گفتن را از دست دادن،به هنگام سخن گفتن لکنت پیدا کردن

23-دیلینه وورماماق:از چشیدن چیزی امتناع کردن

24-دیلیندن دوشمه مک:مرتبا” تکرار کردن،بطور مدام بر زبان داندن

25-دیلیندن قاچیرماق:بی هوا و بی حساب از دهانش در رفتن

26-دیلینی باغلاماق:وادار سکوت کردن

27-دیلینه باغلاماق:به گردنش گذاشتن،حرف بر زبان کسی گذاردن

28-دیلینی بیلمک(باشا دوشمک):از حال و مقالش با خبر شدن،راز دلش را حالی شدن

29-دیلینی قارنینا(دینمز یئرینه)قویماق:از زیاده گویی خودداری کردن،زبان در حلق فرو بردن

30-دیلینی دیشله مک:حرف را نا تمام گذاشتن،در وسط حرف تأمل کردن

31-دیلینی کسمک:به سکوت وا داشتن،جلو حرف یکی را به زور گرفتن

32-دیلینی ساخلاماق:از گفتن چیز خاصی خودداری کردن،سکوت را ترجیح دادن

33-دیلینی ساخلاماماق:در گفتن بی پروائی نشان دادن،حرف زیادی و بی موقع زدن

34-دیللر ازبری اولماق:به دلیل خوشنامی و به زبانها افتادن،ذکر خیر داشتن

35-دیللرده گزمک(دولاشماق):همچون امثال در زبانها گشتن.

36-دیللره دوشمک:ورد زبان خاص و عام شدن،سر زبانها افتادن،شایع شدن.

نتیجه:

زبان تورکی یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از نظر لغات،مخصوصا” افعال بسیار غنی است.وجود قانون هم آهنگی اصوات،کلمات تورکی را موزون و آهنگدار نموده و به آنها نظم و ترتیب خاص داده است.در تورکی علاوه بر اسامی ذات لغات زیادی برای مفاهیم مجرد وجود دارد.بعلاوه لغات مترادفی با اختلاف جزئی در معنی موجود است که میدان قلمفرسائی را وسیعتر و قلم نویسنده را تیزتر و دقیقتر میسازد.

افعال تورکی به قدری وسیع و متنوع اند که در کمتر زبانی نظیر آنها را میتوان یافت.گاهی با یک فعل تورکی اندیشه و مفهومی را میتوان بیان نمود که در زبان فارسی و زبانهای دیگر نیاز به جمله و یا جملاتی پیدا می کند.از طرفی وجود پسوندهای سازنده سبب شده که قابلیت لغت سازی برای بیان مفاهیم مختلف و تعبیرات فعلی بسیار زیاد است.

نحو و ترکیب کلام در تورکی با زبانهای هند و اروپائی متفاوت است. در تورکی عنصر اصلی جمله یعنی فعل اصلی در آخر جمله قرار دارد. زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی جمله در ابتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط بشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند سازمان جمله ناقص میشود، ولی در تورکی ترتیب عناصر جمله کاملا” بر عکس است یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود و قسمت اصلی در آخر قرار گیرد و از همینجاست که هر نویسنده و یا گوینده تورک زبان نمایان میشود